post

هر چى کرم بود تو خراسان گذاشتند
بیخود نبود اسم تو سلطان گذاشتند
هر کشورى برا خودش حاکمى میخواد
شکر خدا تو رو تو ایران گذاشتند
هر کى کربلا رو میخواد
امشب و پیش تو میاد
خالیه جاى من دم پنجره فولاد
مهدى قدم میزنه تو صحن گوهر شاد
دل دل دل میکنه دل بى قرارم امشب
بجز امام رضا باهیچکى کار ندارم امشب
معنى قرآن صاحب ایران
خاک تو کفشداریاتم حضرت سلطان
******

جا روکش صحن توام حیدر هشتم
سایه ى تو رو ایرونه باالاخص رو قم
مطمئنم صدام بهت میرسه آقا
خیلى سلام دادم یه بار بگو علیکم
هرکى که دلش اسیره
امشب و جلا میگیره
خوش بحال اونکه تورو ببینه بمیره
بدون امضات کسى کربلا نمیره
جبرئیل اومده مشغول پابوسیه
اربابمون شاه طوس رنگ ما هم طوسیه
معنى قرآن صاحب ایران
خاک تو کفشداریاتم حضرت سلطان
******
عشق تو رو بورسه بى تو دنیا کساده
عاشق و دیوونه تون هستم فوق العاده
دیشب پریشب توى خواب بهشتو دیدم
ورودى بهشت همون باب الجواده
دلبرم چه بامرامه
هرجاکه میرم باهامه
طواف دور کعبه هفت دور تمامه
چون دور هشتم دور گنبد آقامه
یک خواهش آقاجون ببخش زبون درازم
زار بگرده یه شبى تو حرمت جنازم
معنى قرآن صاحب ایران
خاک تو کفشداریاتم حضرت سلطان

شاعر : میثم میرزایی

[ سه‌شنبه 24 شهریور 1394 ] [ 12:11 ] [ chatre-ehsas ]

یا علی (ع)

 

لباس یاس بر تن کرد زهرا /  کنار دست او بنشست مولا

محمد خطبه خواند زهرا بلی گفت  / غلط گفتم بلی نه یا علی گفت . . .

 
[ سه‌شنبه 24 شهریور 1394 ] [ 01:19 ] [ chatre-ehsas ]

post

ای باب الحوائج، یا جواد الائمه! ای بهارِ نُهُم، تو را شهید کردند؛ در حالی که هنوز بیش از 25 گُل در باغِ عمرت شکوفا نشده بود.



**************************


ستاره جوان آسمان ولایت، با غروب سرخش، زمین را از داغ فراق پیر خواهد کرد.

 


**************************

 

سلام بر امام جواد(ع) که 25 سال، خورشید فضیلت را رویاند و شکوفاند و خود، فروزان تر از خورشید تابید و درخشید.


**************************


سلام بر امام جواد(ع) که «جود» قطره ای بود در پیشانی بلندش و «علم» غنچه ای بود از گلستانِ وجودش و «حلم» گوهری بود از گنجینه فضایلش.


**************************


سلام ما به رخ انور امام جواد
درود ما، به تن اطهر امام جواد
غريب بود و غريبانه جان سپرد و نبود
كسى به وادى غم، ياور امام جواد


**************************


خورشید سپهر عدل و داد است جواد
سر لوحه دفتر رشاد است جواد
در جود و سخا کسی به پایش نرسد
چون مظهر جود حق جواد است، جواد



**************************


اي شيعه بزن ناله و فرياد امشب
از غربت آن غريب کن ياد امشب
مسموم شد از زهر، جواد بن رضا
در حجره ي در بسته ي بغداد امشب


**************************

 

ابن الرضا به حجره غريبانه جان سپرد
او شمع جمع بود و چو پروانه جان سپرد
مسموم شد ز زهر جگر سوز اُمّ فضل
از روي شوق در ره جانانه جان سپرد



**************************


گشته عالم غرق ماتم در عزاى جوادالائمه
كرده زهرا ناله بر پا از براى جوادالائمه
يوسف زهرا به سن نوجوانى گشته مسموم
مى‏ دهد جان در ميان حجره ‏ى در بسته مظلوم

 
[ دوشنبه 23 شهریور 1394 ] [ 16:25 ] [ chatre-ehsas ]

یک سوال

اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه وقتا فرق میکنه

 

گفت: رفیق یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکت کنم

گفت: من رفتنی ام!

گفتم: یعنی چی؟

گفت: دارم میمیرم

گفتم: دکتر رفتی، خارج از کشور؟

گفت: نه همه دکترا اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.

گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم یعنی خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه کلاه سرش گذاشت 

و الکی امیدوارش کرد

گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم

 از خونه بیرون نمیومدم

کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن

تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم

خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم

اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و

 انگار این حال منو کسی نداشت

خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد

با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن

آخه من رفتنی ام و اونا انگار موندنی

سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم

بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم

ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم

گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و

 بدون اینکه حساب کتاب کنم بهشون کمک میکردم

مثل پیر مردا برای همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم

الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و مهربون شدم

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم

 و آیا خدا این خوب شدن منو قبول میکنه؟

گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم میرسه

 آدما تا دم رفتن و مرگ خوب شدنشون واسه خدا عزیز و مهمه

آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، وقتی داشت

 میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!

یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدر

 وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟

گفت: بیمار نیستم!

گفتم: پس چی؟

گفت: فهمیدم بالاخره یک روز مردنی هستم، رفتم

 دکتر گفتم میتونید کاری کنید که

 اصلا نمیرم گفتن نه. پرسیدم خارج چی؟ و باز جواب دادند نه! 

خلاصه دوست عزیز ما رفتنی هستیم, وقتش فرقی داره که کی باشه؟ 

باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد....

اگر این پیام را دریافت کردی بدون که خدا تو رو خیلی دوست داشته 

که امروز این زنگ خطر رو برات بصدا در آورده

پس ...

تو هم برای عزیزانت بفرست و زنجیره مهربانی را ادامه بده

برای اونایی که یادشون رفته که یک روز  رفتنی هستند ...

شاید حرص می زنند و دیگران را می آزارند ... 

دوستان من هم رفتنی ام مرا ببخشید از صمیم قلب ..........

[ سه‌شنبه 10 شهریور 1394 ] [ 02:22 ] [ chatre-ehsas ]

چادر

[ دوشنبه 09 شهریور 1394 ] [ 01:51 ] [ aria ]

موفقیت

[ دوشنبه 09 شهریور 1394 ] [ 01:48 ] [ aria ]

عاشق خدا باش

[ دوشنبه 09 شهریور 1394 ] [ 01:40 ] [ aria ]

توبه

[ دوشنبه 09 شهریور 1394 ] [ 01:37 ] [ aria ]

فقط خدا

[ دوشنبه 09 شهریور 1394 ] [ 01:36 ] [ aria ]

یاد خدا چند دقیقه

[ دوشنبه 09 شهریور 1394 ] [ 01:32 ] [ aria ]
صفحه قبل1...101112131415صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

*کد ساعت مذهبی برای وبلاگ شما*